على محمدى خراسانى
209
شرح منطق مظفر (فارسى)
مقدّمه مبادى تصديقى و مقدمات قياس كه شامل صغريات ، كبريات و در يك كلام معلومات تصديقيه هستند ، از يك زاويه دو دسته مىشوند : 1 . ضرورى و بديهى . 2 . نظرى و اكتسابى . مبادى تصديقيه ضروريه عبارتند از : قضايائى كه جهت تصديق آنها ، نيازى به استدلال و بيان نيست و شأن آنها اجل از قبول استدلال است . چون خود به خود معلوم و واضح هستند و با اين وصف بر آنها استدلال كردن تحصيل حاصل است . مبادى تصديقيه نظريّه عبارتند از : صغريات و كبرياتى كه تصديق آنها براى فكر و ذهن معلوم و مسجّل نيست ، بلكه نيازمند بيان و استدلال هستند . البته چنين نيست كه بدون استثناء هر قضيه و تصديقى در عالم نيازمند دليل و حجّت باشد ، بلكه بالضرورة بايد يك سلسله قضاياى بديهيهاى داشته باشيم كه معلوميت آنها ذاتى بوده و معلوميت ساير قضايا نيز به آنها باشد و ساير تصديقات تا به آنها منتهى نشوند معلوم نشوند . دليل بر اينكه حتما بايد يك سلسله مقدمات معلومهء بديهيه داشته باشيم و امكان ندارد كه همه معلومات نظرى باشند آن است كه اگر تمام معلومات نظرى باشند هيچوقت به علم تصديقى دست پيدا نمىكنيم و تا ابد در جهل تصديقى مىمانيم . درحالىكه اين سخن ، بالوجدان باطل است . به بيان منظم منطقى و فلسفى مىگوييم : اگر همهء معلومات تصديقيه ، نظرى باشند و به هيچ معلوم بديهى منتهى نشوند يا دور ، لازم مىآيد يا تسلسل ، كه هردو باطل است . مثلا در قضيهء العالم حادث مىپرسيم : آيا اين قضيه بديهى است يا نظرى ؟ اگر بپذيرد كه بديهى است فهو المطلوب و اگر بگوييد : نظرى است ، مىگوييم : از كجا علم به آن پيدا شده ؟ خواهيد گفت از راه دو مقدمهء ديگر كه عبارتند از : 1 . العالم متغير . 2 . و كل متغير حادث ، نقل كلام به اين دو مقدمه كرده و مىپرسيم خود اينها بديهى هستند يا نظرى ؟ اگر بگوييد : بديهى هستند فثبت المطلوب ، و اگر بگوييد : نظرى هستند ، سئوال را تكرار مىكنيم : از چه راهى به اين دو مقدمه آگاه شديد ؟